«گوگل محتوای هوش مصنوعی را جریمه میکند؟» پرتکرارترین سؤال صاحبان سایت در این موضوع است. جواب کوتاه: نه به خاطر هوش مصنوعی؛ بله به خاطر بیارزش بودن.
جواب کاملتر کمی ظریفتر است. هر جا از موضع گوگل حرف میزنیم، منبعش راهنماهای رسمی گوگل برای سازندگان محتوا در بخش Search Central است. این راهنماها گاهی بهروز میشوند؛ پیش از تصمیم مهم، نسخهی تازهشان را بخوانید.
گوگل دربارهی محتوای هوش مصنوعی رسماً چه میگوید؟#
ملاک کیفیت و هدف انتشار است، نه ابزار. موضع گوگل را میشود در چهار جمله خلاصه کرد:
- محتوای مفید و قابلاعتماد پاداش میگیرد، مهم نیست چطور ساخته شده.
- استفاده از خودکارسازی، از جمله هوش مصنوعی، با هدف اصلی دستکاری رتبه خلاف سیاستهای اسپم است.
- محتوایی که برای آدمها نوشته شده ترجیح دارد، نه محتوایی که فقط برای موتور جستجو ساخته شده.
- هوش مصنوعی میتواند ابزار ساختن محتوای مفید باشد و گوگل این را صریحاً پذیرفته است.
خط قرمز واقعی کجاست؟#
در تولید انبوه صفحههای کمارزش برای گرفتن رتبه، با هر روشی. گوگل در سیاستهای اسپم خود «سوءاستفاده از تولید انبوه محتوا» (scaled content abuse) را ساختن تعداد زیادی صفحه تعریف میکند که هدف اصلیشان دستکاری رتبه است و ارزش چندانی برای خواننده ندارند.
نکتهی مهم این است که این سیاست به روش تولید کاری ندارد. صد صفحهی کمارزش که چند نویسندهی عجول نوشتهاند همانقدر مشمول است که صد صفحهی ماشینی. نمونههایی که در این تعریف میگنجند:
- صدها مقالهی کلی که از روی فهرست کلمههای کلیدی تولید شدهاند.
- صفحههای شهربهشهر با متن یکسان که فقط نام شهر در آنها عوض شده.
- بازنویسی خودکار مقالههای سایتهای دیگر بدون افزودن چیزی.
- ترجمهی ماشینی انبوه بدون بازبینی.
همین منطق دربارهی فروشگاهها هم برقرار است؛ راه درست نوشتن توضیح محصول را در توضیح محصول ووکامرس با هوش مصنوعی نوشتهایم.
گوگل از کجا میفهمد محتوا کمارزش است؟#
با سیستمهای خودکار اسپم و کیفیت، و در کنارشان بازبینی انسانی؛ نه با «تشخیص هوش مصنوعی». گوگل جزئیات این سیستمها را منتشر نمیکند، ولی یکی از سیستمهای ضداسپمش را با نام SpamBrain معرفی کرده و تیمهایی دارد که اقدام دستی (manual action) ثبت میکنند.
نشانههای محتوای کمارزش، چه برای ارزیاب انسانی چه برای ماشین، همان نشانههای همیشگیاند:
- صفحه چیزی بیش از نتیجههای دیگر ندارد.
- تعداد صفحهها ناگهان زیاد شده ولی کیفیت و مخاطب همراهش رشد نکرده.
- صدها صفحه قالب و ساختار یکسان دارند.
- اطلاعات اشتباه، ادعای بیمنبع و دادهی کهنه در متن هست.
چرا «تجربه» مهمترین چیزی است که مدل ندارد؟#
چون مدل دانش عمومی را از قبل دارد و چیزی که کم است، تجربهی دستاول است. E-E-A-T چارچوبی است که گوگل برای سنجش کیفیت به کار میبرد: تجربه، تخصص، اعتبار و اعتماد. این چارچوب در راهنمای ارزیابهای کیفیت گوگل آمده است؛ ارزیابها مستقیم رتبه تعیین نمیکنند، ولی نشان میدهند گوگل دنبال چه چیزی است.
مدل میتواند تعریف کلی را خوب بنویسد، ولی نمیتواند بگوید وقتی خودتان این افزونه را روی هاست اشتراکی نصب کردید چه خطایی دیدید. همین جزئیات هم برای خواننده ارزش دارد و هم برای دستیارهایی که دنبال منبع قابل نقلاند؛ این را در سئو برای موتورهای هوش مصنوعی هم گفتهایم.
راهنمای ارزیابها صفحههایی را که محتوای اصلیشان با تلاش کم و بدون اصالت و ارزش افزوده ساخته شده، از جمله با ابزارهای خودکار، در پایینترین سطح کیفیت میگذارد. یعنی انتشار خروجی خام مدل دقیقاً همان کاری است که نباید کرد.
کدام استفاده از هوش مصنوعی خطر دارد و کدام نه؟#
هرچه دانش و تجربه بیشتر از شما بیاید و مدل فقط کمک کند، خطر کمتر است؛ هرچه تعداد صفحه بیشتر و بازبینی کمتر، خطر بیشتر.
| کار | خطر | چرا |
|---|---|---|
| ویرایش و روانکردن متن خودتان | ناچیز | دانش و تجربه از شماست |
| ساختن توضیح متا و چکیده | ناچیز | خلاصهی محتوای موجود است |
| پیشنویس با مدل، بازنویسی جدی با تجربهی خودتان | کم | ارزش افزودهی واقعی دارد |
| انتشار خروجی خام مدل با بازبینی سطحی | متوسط تا زیاد | چیزی بیش از بقیهی وب ندارد |
| تولید صدها صفحه از فهرست کلمهی کلیدی | زیاد | مصداق تولید انبوه محتواست |
| بازنویسی خودکار محتوای سایتهای دیگر | زیاد | هم اسپم است هم مشکل حق نشر دارد |
جریان کاری که پیشنهاد میکنیم، یعنی تجربه از شما، ساختار و ویرایش با مدل و بازبینی نهایی با شما، در نوشتن مقاله با کمک هوش مصنوعی آمده است.
اعلام کنیم یا نه؟#
گوگل در راهنمای محتوای مفید سه پرسش را پیشنهاد میکند که میشود خلاصهاش کرد «چه کسی، چطور، چرا»:
- چه کسی محتوا را ساخته؟ نام نویسندهی واقعی و صفحهی معرفی او.
- چطور ساخته شده؟ اگر خواننده بهطور منطقی انتظار دارد بداند هوش مصنوعی در کار بوده، توضیحش مفید است.
- چرا ساخته شده؟ اگر جواب اصلی «برای گرفتن ترافیک از جستجو» است، مشکل از همینجاست.
یک خط قرمز روشن: نویسندهی ساختگی نسازید. نامی که پشتش آدم واقعی نیست، با بخش «اعتماد» همان چارچوب در تضاد است.
اگر رتبه افت کرد چه کنیم؟#
اول ببینید اقدام دستی ثبت شده یا نه؛ بعد صفحههای ضعیف را بهتر، ادغام یا حذف کنید. این پنج قدم را به ترتیب بروید:
- در سرچ کنسول بخش «اقدامهای دستی» را ببینید. اگر پیامی هست، مشکل مشخص است و بعد از رفع میتوانید درخواست بازبینی بدهید.
- اگر پیامی نیست، افت احتمالاً کار سیستمهای خودکار است. صفحههایی را که بیشترین افت را داشتهاند فهرست کنید.
- با هر صفحهی کمارزش یکی از سه کار را بکنید: با تجربه و دادهی واقعی بهترش کنید، چند صفحهی ضعیف را در یک صفحهی خوب ادغام کنید، یا حذفش کنید.
- وسوسهی بازتولید همهی صفحهها با «پرامپت بهتر» را کنار بگذارید؛ همان کار قبلی است با ظاهر تازه.
- صبور باشید؛ بازیابی بعد از تغییرهای کیفی زمانبر است.
ریدایرکت و canonical درست هنگام ادغام صفحهها را در سئوی فنی وردپرس توضیح دادهایم.
این موضوع به کجا میرود؟#
بهسمت ارزش بیشتر برای محتوای دستاول و فشار بیشتر روی محتوای کلی. وقتی ساختن متن کلی تقریباً رایگان شده و خود گوگل هم در نتیجهها خلاصههای تولیدشده با هوش مصنوعی نشان میدهد، صفحهای که فقط اطلاعات عمومی را تکرار میکند دلیلی برای کلیکشدن ندارد.
برای آماده شدن:
- تجربه، داده و تصمیمهای واقعی خودتان را ثبت کنید؛ این همان چیزی است که کسی نمیتواند کپی کند.
- برای نویسندهها صفحهی معرفی واقعی بسازید و مسئولیت هر مقاله را روشن کنید.
- مخاطب مستقیم بسازید، مثل خبرنامه یا کانال، تا به یک منبع بازدید وابسته نباشید.
- موفقیت را فقط با کلیک نسنجید؛ ارجاع در پاسخهای هوش مصنوعی و بازگشت خواننده را هم ببینید.
خلاصه#
- گوگل ابزار را نمیسنجد؛ کیفیت و هدف انتشار را میسنجد.
- خط قرمز، تولید انبوه صفحهی کمارزش برای رتبه است، با هر روشی.
- تجربهی دستاول همان چیزی است که خروجی خام مدل ندارد.
- نویسندهی واقعی و مسئول داشته باشید؛ نام ساختگی نسازید.
- بعد از افت، صفحهها را بهتر، ادغام یا حذف کنید، نه بازتولید.